این مطلب را به دوست خود ارسال کنید

اطلاعات شما نزد کرونا24 کاملا محفوظ می باشد

نوستالژی عروسی های دهه هفتاد

نوستالژی عروسی های دهه هفتاد
چکیده این مطلب : انتشار : 1397/07/08 3 نظر

همه ما از  عروسی های دوران کودکی خود خاطره داریم. حتی بعضی مان گیفت هایی که عروس به مهمانان داده بود  و یا پول هایی را که از شیرجه زدن به زیر دست و پای عروس و داماد بدست آورده بودیم، نگه داشته ایم. پول هایی که دیگر ارزشی ندارند اما ...

فرقی نمی کند در اوهایو به دنیا آماده باشید یا سنگلج و یا محله جلفا.
 در بوشهر بزرگ شده باشید یا مسکو.
 فارسی صحبت کنید یا ترکی.
 در هر جغرافیایی که پا در جهان گذاشته باشید؛ خاطرات شما پررنگ ترین و شیرین ترین بخش زندگی تان را تشکیل می دهد و شیرین ترین خاطرات ما از کودکی مان عروسی هایی است که رفته  ایم. عروسی هایی که در آن ها دویده ایم، شادمانی کرده ایم و خود را در لباس عروسی یا دامادی تصور کرده ایم. خود را در میانه جشن دیده ایم که سرخوشانه می رقصیم و دوستان و عزیزانمان شادمان تر از ما پایکوبی می کنند. واقعا چه تصویری زیبا تر از این می توانست رویای کودکی ما را شکل دهد. شادی در میان عزیزان.
چندی پیش پرسشی را در صفحه اینستاگرام کرونا مطرح کردم و آن این بود که «خاطره نوستالژی شما از عروسی های دهه 70 چه بود؟» 
جواب ها و میزان مشارکت مخاطبین کرونا در اینستاگرام شگفت آور بود. زیرا تا آن روز تصور میکردم که شاید تنها من باشم که با خاطراتم یا بهتر بگویم در خاطراتم زندگی می کنم. پاسخ هایی که همراهان عزیز ما در اینستاگرام به این سوال دادند فوق العاده بود چون بسیاری از این خاطرات را فراموش کرده بودم و یا برایم تصویری محو و نا مشخص داشتند. توصیفاتی از پوشش آقایان و شلوار های شش پیل گرفته تا نوشیدن نوشابه با نی. واقعا فراموش کرده بودم که سالهاست دیگر نوشابه قوطی جای نوشابه شیشه ای را گرفته. دیگر برای خرید نوشابه زمزم یا میراندا نیاز نیست شیشه خالی به مغازه دار بدهیم یا مبلغی را بابت گرو باقی بگذاریم. فراموش کرده بودم که دیده شدن در فیلم عروس و داماد برایمان مهم تر از دیده شدن در تلوزیون بود. این که در هنگام غذا خوردن اگر دوربین زوم میکرد رویمان ادب و شخصیت اجتماعی حکم می کرد دست از خوردن بکشیم و به دوربین زل بزنیم.
همه این ها من را بر آن داشت تا چند خطی از خاطرات مشترک روزهای نه چندان دورمان بنویسم.
کارت های عروسی
قبل از خودِ عروسی تلاش های ماقبل از عروسی است که جالب است؛ بله برون، قند شکستن، عقد کنان، حنابندان، کارت عروسی و ... . کارت های عروسی که هرکدام ماجرایی داشت. خاطرم است در کارت عروسی بعضی از اقوام دیده بودم که به جای اسم عروس و داماد نام پدرانشان را می نوشتند . هنوز منطق پشت این عمل را درک نمی کنم. یا در کارت عروسی دیگری نوشته بود: «حمیدرضا و دوشیزه» و عجیب ترین منطقی که پشت این نگارش بود تنها می توانست این باشد که مهمانان به نام کوچک عروس پی نبرند ! (مهمانانی که حداقل نیمی از آن ها از طرف خانواده عروس دعوت شده بودند). اما می توان گفت  با اختلاف عجیب ترین رسمی که  در آن ایام اپیدمی شده بود این بود که می گفتند: «از آوردند کودکان به مراسم خود داری کنید یا از کودکان در مراسمی جداگانه پذیرایی به عمل خواهد آمد». معمولا هم به ازای هر مهمان یک ژتون کنار کارت عروسی میگذاشتند.

کارت عروسی

ترانه های به یادماندنی دهه 70 برای عروسی ها
عروسی های دهه هفتاد بدون ترانه های «جونی جونم» لیلا فروهر و «یه حلقه طلایی» معین رسمیت پیدا نمی کردند. و اگر کسی می خواست برای نرقصیدن بهانه بیاورد و یا بازارگرمی کند تا شاباش بهتری نصیبش شود میگفت: «نوارم همرام نیست. من فقط با نوار خودم میتونم برقصم». اما نوار من چه بود؟ نوار من یعنی یک نوار کاست مارک مکسل (maxell) که خامش در هر مغازه ای پیدا می شد. فقط کافی بود تا در نزدیکان و اقوام کسی ضبط دو کاسته می داشت تا هر کس سلکشنی (گلچینی) برای خود فراهم کند و نامش را بگذارد «نوار من». 
در شیراز رسم بود که در جهازبرون ، عقدکنان، حنابندان و عروسی واسونک می خواندند. واسونک ترانه ای فولکلر بود که در جشن های مختلف پیش از عروسی توسط زنان فامیل خوانده می شد و باقی کِل میزدند.  
شعر واسونک:
جینگ جینگ ساز میاد از بالوی شیراز میاد
اقا دوماد غم نخور که نومزدت با ناز میاد
سر کوچه ی عروس خانم شازده گل کردن سوار
سرکوچه ی شازده دوماد صد شتر کردن قطار
یار مبارک بادا ایشالله مبارک بادا
یار مبارک بادا ایشالله مبارک بادا
چارقد لاکت بنازُم لول به لول باد میبره
رنگ گلناریت بنازُم سرشب خوابت میبره
کی به حجله کی به حجله شازده دوماد با زنش
کی بگرده دوره حجله خواهر کوچیک ترش
یار مبارک بادا ایشالله مبارک بادا
یار مبارک بادا ایشالله مبارک بادا
ای طرف تخت طلا عو او طرف تخت طلا
شازده دوماد روش نشسته میکنه شکر خدا
باد اومد بارون گرفت و آب اومد نودون(ناودان) گرفت
سوریا گویید مبارک کار ما انجوم(انجام) گرفت
واسونک بعد ها در تمام ایران طرفدار پیدا کرد و به ترانه« بادا بادا مبارک بادا» معروف شد.

نوار مکسل

تیپ و استایل جوانان دهه 70
پررنگ ترین تصویری که همه ما از دهه هفتاد داریم تیپ زنان و مردان آن ایام است. خانم ها مانتو های بلند، گشاد و اپُل دار که آرایششان معمولا موی فوکُلی و گونه های سرخ. به گونه ای که همگی شان می توانستند هنگام پخش ترانه «جونی جونم» با لیلا فروهر همذات پنداری کنند. و اما تیپ آقایان که می توان در شلوار شش پیل و پیراهن خردلی رنگ و پشت مو خلاصه کرد. معروف ترین استایل آقایان برای عکس این بود که کج بایستند و به افق خیره شوند یه گونه ای که در یک عکس دسته جمعیِ چند نفره همه شان به یک افق چشم دوخته بودند.

کفش عروس دهه 70

کفش عروس دهه 70

محل برگذاری عروسی ها
عروسی های دهه هفتاد یا در تالار بودند یا در یک خانه حیاط دار؛ اما به طور قطع می توان گفت هنوز برگذاری عروسی در باغ یا هتل مرسوم نشده بود. تقریبا همه عروسی ها زنانه و مردانه بود اگر در خانه عروسی می گرفتند از همسایه ای تقاضا می کردند که منزلش را برای قسمت زنانه یا مردانه در اختیارشان قرار دهد یا اگر حیاط خانه شان بزرگ بود با یک پرده برزنتی زنانه و مردانه را از هم جدا می کردند. معمولا ارکستر یا خواننده در قسمت مردانه بود و مدام از زنانه آهنگی را درخواست می دادند با عناوین :«یدونه بندری -  از زنونه در خواست کردن یه حلقه طلایی رو...»  اما عروسی هایی که در تالار برگذار میشد رویه ای متفاوت داشت. قسمت زنانه و مردانه در سالن هایی مجزا بود و داماد دائما از زنانه به مردانه در رفت و آمد بود. اما جذاب ترین قسمت عروسی های تالار قسمت سرو شام بود که اگر به صورت سلف سرویس بود تبدیل به رقابتی برای بقا می شد. تمامی غذا ها داخل دیس و روی چند میز چیده شده بود.  و یک میز مملو از نوشابه های شیشه ای زمزم یا کوکا که به یک نی پلاستیکی راه راه آبی و سفید مزین بود. همگی آماده پذیرایی از مهمانان بود. اما رقابت اصلی بر سر تصاحب باقالی پلو با ماهیچه و زرشک پلو با مرغ بود. دقیقا در  همین هنگام بود که داماد دوباره به قسمت زنانه  فراخوانده می شد تا در طی مراسمی نمادین که معمولا توسط فیلمبردار طراحی می شد میبایست غذا را به دهان عروس می گذاشت و عروس غذا را به دهان داماد. اما آخر سر هیچکدامشان یک لقمه غذا بدون دغدغه نمی توانستند میل کنند و می شدند گرسنه ترین فرد حاضر در مهمانی . 
عکاسی عروسی های دهه 70
عکاسی از سال ها پیش فراگیر شده بود و با آمدن دوربین های نگاتیوی که معمولا حجاج از مکه سوغات می آوردند دیگر در هر خانه ای می شد دوربین Yashica  یا Fujifilm پیدا کرد و با یک حلقه نگاتیو  24 یا 36 تایی میشد آماده عکاسی از رویداد ها بود. اما مسئله اصلی عکاسی این بود که تا زمان ظهور و چاپ عکس ها نمی شد اطمینان حاصل کرد که عکس ها سالم اند یا سوخته اند. اما فیلمبرداری از مراسم عروسی از اواخر دهه شصت مرسوم شده بود و در دهه هفتاد امری بدیهی بود. با وجود همه این ها باز بچه ها یا جوانان حاضر در جشن عروسی تمام تلاششان را می کردند تا در طول مراسم در مقابل دوربین حضور داشته باشند. تا مدت ها پس از عروسی هم اعضای فامیل از عروس و داماد تقاضا میکردند که فیلم عروسی شان را به نمایش بگذارند و هرکس به دنبال پیدا کردن خودش در فیلم بود. فیگور عکس مخصوصا در میان آقایان به گونه ای بود که می بایست جدی تر از عکس پرسونلی به افق چشم می دوختند. هنوز پس از گذشت دو دهه از این روز ها نمی توانم بفهمم این استایل ها و فیگور ها از کجا در جامعه  آن روز ما فراگیر شد؟!
گیفت و سکه مبارک باد
مطمعنا همه کسانی که کودکی یا نوجوانی خود را در دهه هفتاد گذرانده اند نقل و مبارک باد عروسی ها را به یاد دارند. عروس و داماد که وارد جایی می شدند بر سرشان نقل و سکه مبارک باد می ریختند. حتی گاهی شکلات (آبنبات) بر سرشان می ریختند. در پایان مراسم هم مقداری نقل و سکه مبارک باد داخل تور رنگی می پیچیدند تا شگونی باشد برای دختران دم بخت. ولی به یاد ماندنی ترین گیفت هایی که در کودکی جمع کردیم اسکناس های بیست تومانی و ده تومانی  بود که به شکل بادبزنی درست شده بود و جمع کردن این اسکناس ها در کودکی برایمان حکم یافتن گنجی پایان ناپذیر را داشت.

نقل و مبارک باد

گیفت بیست تومانی
خاطراتی که باهم دوره کردیم حدود دو دهه ازشان میگذرد. دو دهه تلخ و شیرین. برای هرکداممان ده ها و صدها اتفاق افتاده. بعضی از عروسی هایی که آن ایام رفتیم و ازشان خاطره دارییم به طلاق انجامیده و بسیاری دیگر در حال فراهم کردن تدارک عروسی فرزندانشان هستند .در ظاهر زمان زیادی گذشته اما برای ما به مانند یک چشم بر هم زدن بود این دو دهه. امروز پس از گذشت بیست سال تنها چیز هایی که برایمان مانده خاطراتی شیرین آن عروسی هایی است که رفته ایم و گیفت هایی که در صندوقچه خاطراتمام جمع کرده ایم. 
ما برای آیندگان برای کودکان امروز چه خاطره ای خواهیم ساخت؟ 

 

اگر شما خاطرات متفاوتی از عروسی هایی که در کودکی یا نوجوانی در شهر خودتان تجربه کردید، دارید و در متن ذکر نشده بود. خوش حال می شیم که شما هم خاطراتتان را در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.

نظرات

captcha Refresh
Bees
۱۳۹۷/۰۷/۲۵۰۰
پاسخهیچوقتم دلمون نیومد نق هاشو بخوریم
ابر بهار
۱۳۹۷/۰۷/۱۲۰۱
پاسخآهنگ یه حلقه طلایی :))))
سلما
۱۳۹۷/۰۷/۰۸۰۱
پاسخخیلی باحال بود. چقدر شیرجه زدیم پول جمع کردیم فامیل دوماد ازمون گرفتن

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 3

آخرین محصولات

محصولات مرتبط

درباره ما

فروشگاه کرونا عرضه کننده انواع اکسسوری عروس                                                                                                                                                                                ارتباط با ما از طریق شماره تماس 09388268221

ارتباط با ما

جهت عضویت در خبرنامه ایمیل خود را وارد کنید


Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/coronac2/public_html/templates/Maghbooli/Article.php:6) in /home/coronac2/public_html/templates/Maghbooli/index.php on line 412

404
صفحه مورد نظر یافت نشد